|
اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی است
به همین مناسبت و به پاس ارزش نهادن و احترام به این شاعر بلند مرتبه چند رباعی از ایشون رو انتخاب کردم که امید وارم مورد پسند دوستان گرامی قرار گیرد. هرچند انتخاب از بین این همه اشعار زیبا و نغز کاری دشوار بود و عزیزان به بزرگواری خود بر من خواهند بخشید امیدوارم خواندن آثار این بزرگان محدود نشود به روز بزرگداشت یا روز تولد و ما جوانان الفتی بشتر بیابیم با ادبیات کهن و آثاری ارزشمند که حکم گنج اند و میراث گرانبها
۱)روزی گفتی شبی کنم دلشادت وز بند غمان خود کنم آزادت دیدی که از آن روز چه شبهابگذشت وز گفتهی خود هیچ نیامد یادت؟
********** ۳)هشیار سری بود ز سودای تو مست خوش آنکه زروی تو دلش رفت ز دست بی تو همه هیچ نیست در ملک وجود در هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
من میخواستم یک زن یعنی یک بشر باشم میخواستم بگویم من هم حق نفس کشیدن و فریاد زدن دارم و دیگران میخواستند فریادهای مرا بر لبانم و نفسم را در سینه ام خفه و خاموش کنند
پرسش از درویش درویشی را گفتند دلت چه میخواهد؟ گفت : آنکه دلم هیچ نخواهد خواندنی های دلنشین - سعیدی لاهیجی *********** مطلب بالا رو چند روز پیش از حکایت های جمع آوری شده سعیدی لاهیجی انتخاب کردم برای آپ این دفعه شاید مضمون جمله بسیاربالا باشد و این گونه نصایح و نکات اخلاقی در ادبیات ودر فرهنگ مابه وفور یافت میشود اما خودم با این جمله موافق نیستم چرا نباید دلمان چیزی نخواهد؟؟ آیا این نخواستن دلیلی نمیشود برای سقوط؟ خدای مهربون خودش خواست" که بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را" این خواستن غیر از خواسته ی دل است؟؟؟؟ دوست دارم خواننده و بیننده نگرش دوستان گرامی در این مورد باشم
|
ABOUT
الهی اثر و صنع تو ام.. چگونه بر خود نبالم MENU
Home
|