|
تو این ایام زیاد از حسین و کربلا بحث شد . اما کمتر دوستان رو پیام رسان کربلا "زینب "مانور دادن و سخنوری نمودند. برا نشون دادن ارادتم به این بانوی بزرگ مطلبی بهتر و کاملتر از نجوای دکتر شهید ندیدم هرچند با کمی تاخیر اما امیدوارم دیر نباشد برای خوندن متن لطفا به لینک ثابت مراجعه نمایید
تو خلوت تنهایی مروری میندازم به چند دهه عمر سالهایی که گذشت... اتفاقاتی که الان شده تاریخ زندگی من اشتباهاتی که داشتم...... تصمیمات غلطی که گاها آدم رو دیر به مقصد میرسونه و ...... خیلی فکر کردم به اینکه سرنوشت آدمی چیه؟ چقدر زندگی در محدوده قضا و قدر چه اندازه تابع تصمیم و اراده؟؟؟ برای این معما هیچ وقت جوابی پیدا نکردم و مجهول و مبهم موندو فکر کنم تا ابد مجهول بمونه هیچ کدوم از استدلال های وارده برام قابل قبول نبود و نیست البته ورود به مبحث اختیار یا قضا و قدر الهی خارج از حوصله این زمان و مکان هست. شاید در مجالی دیگر همراه دوستان به بحث بنشینیم اما کنجکاو شدم که تا حالا چقدر این حس به سراغمون اومده و آرزو کردیم که کاش میشد سرنوشت رو از سر نوشت؟؟؟؟
شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز در کائنات را به دو پاره کرد هر چیز در سوی تو حسینی شد و دیگر سو یزیدی اینک ماییم و سنگ ها و ماییم و آبها درختان کوهساران جویباران و بیشه زاران که برخی یزیدی و وگرنه حسینی اند خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هرچیز رادر کائنات به دو پاره کرد در رنگ اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست دکتر علی موسوی گرمارودی
ای آموزگار بزرگ شهادت
تا حالا به این فکر کردیم که چه اندازه اوقاتمون رو به بطالت میگذرونیم؟ چقدر در سازماندهی زمان موفق بودیم؟ تو کتابی خوندم که زمان هسته جهان است " و چه آسون در پی نابودی جهانیم؟ همه مون به ارزش زمان واقفیم و تازه شعار هم میدیم که وقت طلاست اما فقط در کلام نه عمل کاش به اون حد از توانایی برسیم که از تمام قابلیت های عمرمون بهره کافی رو ببریم و قادر به درک و استفاده بهینه ی اوقاتمون باشیم و با برنامه صحیح لحظات شیرین زندگی رو بی مصرف تقدیم تاریخ نکنیم کاش فن مدیریت زمان رو یاد بگیریم و در تمام ساختار زندگی اعمال کنیم
|
ABOUT
الهی اثر و صنع تو ام.. چگونه بر خود نبالم MENU
Home
|