تبليغاتX
آهوی وحشی

آهوی وحشی

گل من :پرپر نشوی که بلبلی در باز شدن غنچه ی لبخند تو زبان به سرور باز کرده

شمع من:خاموش نگردی که چشمی در پرتو پیوند  تو به دیدن آمده

ساقه گلبن بهار من:نشکنی که دلی در رویش امید وارانه ی تو دل بسته است

آفتاب من:غروب نکنی که شاخه ی آفتابگردانی به جستجوی تو سر برداشته است

+نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت6:59 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



روی پیشانی صبح می نویسم زن ساده ی همسایه ما عاشق

پیچک هاست  ، غصه هایش رد بقچه ی دل می پیچد، دست

خورشیدی او بالش میخک هاست

مینویسم که نگاهش سبز است ،سینه اش هم نفس جنگل

هاست و دلش آیینه ی دریا هاست ،زن همسایه ی ما شب به

شب با قناری ها می خواند

زن همسایه ما مادر لاله ی پرپر شده است زن همسایه ما ...

عاشق زنبق هاست

+نوشته شده در جمعه 29 اردیبهشت1385ساعت10:57 قبل از ظهرتوسط نرجس و ندا | |