|
در شب تیره دیوانه ای که او دل به رنگی گریزان سپرده در دره ای سرد و خلوت نشسته همچو ساقه ای گیاهی فسرده می کند داستانی غم آور می توانستی ای دل رهیدن گر نخوردی فریب زمانه آنچه دیدی زخود دیدی و بس هردم از یک ره و یک بهانه تاتو ای مست با من ستیزی تابه سرمستی وغم گساری با فسانه کنی دوستاری عالمی دایم از وی گریزد با تو او را بود سازگاری مبتلایی نیابد به از تو افسانه:مبتلایی که ماننده ی او کس در این راه لغزان ندیده آه!!دیری است که این قصه گویند: از بر شاخه مرغی پریده مانده بر جای از او آشیانه
((بیو گرافی خودم و برخی از عقایدم)) سلام بچه ها من ندا هستم تصمیم دارم کمی از خودم بنویسم تاریخ تولدم ۹ بهمن ۱۸سالمه و رشتم علم انسانی(بهترین رشته دنیا از نظر خودم) شعر خیلی دوست دارم اما رشته مورد علاقم باستان شناسی و تاریخ . شخصیت مورد علاقم دکتر شریعتی مخصوصا کتاب هبوط در کویرش رو خیلی دوست دارم توصیه می کنم همتون این کتاب رو بخونید و اما عشق:عشق و دوست داشتن رو قبول دارم به نظر من اینکه میگن عشق دروغه اشتباهه (بگذار تا شیطنت عشق چشم های تو را رو به عریانی خویش بگشاید هر چند در آن جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن) و در مورد زندگی هم با این متن موافقم: (زندگی رقص لحظه هاست و ما همچون عقربک های ساعتیم حال که محکومیم یا مجبور پس چه خوب است خلا فاصله های عمرمان را با گرمای دوست داشتنی محبت پر نماییم) نظر های زیبا یادتون نره
آن شب بانوی بزرگ اسلام زینب عذادار بوداما اشک نمی ریخت تا مبادا دل این کر کسها شاد گردد قلب آهنین دیو سیرتی گمان می کردکه تا ابد علم سردار انسانیت را سرنگون ساخته اما....................... فریاد رسای باز ماندگان خلاف آن را اثبات کرد آن شب دیگر کسی سایه مردانگی را بر دیوارهای گلی ندید گویی چشمه مهتاب می رفت تا برای همیشه خشک گردد باغبان گل های آفرینش رادر بستر خاک سر بریده بودند مادر گیتی سر به روی شانه باران گذاشته و داستان آفتاب را تعریف می کند کوه و در یا در تعزیت مهر و همدردی به هم نزدیک شده بودندکه فاصله ای دیده نمی شد
صدای آب را بشنو........
نفس های سحر را در افق بنگر ..... جهان زیباست تولد در قفس بخشیدن لبخند و رقص شاپرک در شعله ی یک شمع .صدای جاویدان یک سلام . یک راه بی پایان و برگ سرخ یک پاییز جهان زیباست...... باور کن جهان زیباست.....
ما همه آدمیم . بهشت همین زندگیست هر کس به همان اندازه از میوه درخت ممنوع شده بخورد خود را تبعیدیزمین و غریب زمانه می پندارد روحی که پیام دارد نه مرید می طلبد نه عاشق . در رهگذر عمر چشم انتظار ایستاده است و وجودش ندایی است که آشنایی را فرا می خواند دکترشریعتی
آخرین خبر
تازه ترین گزارش از قربانی دیشب او پرواز کنان به سوی شمع رفت و سوخت و خاکستر شد از شمار پروانه ها چیزی کم نشده است هیچ کدام از جیرجیرکها هم عزا دار نیستند اولین اظهار نظر شاید او موجودی گمنام و کوچک با
|
ABOUT
الهی اثر و صنع تو ام.. چگونه بر خود نبالم MENU
Home
|