جسارت
نمیدونم چی بنویسم
به هوای روز تولدم فقط اومدم دفتر خاطراتم ورق بزنم
همیشه که نباید دیگران تولدمون تبریک بگن پس من به خودم میگم :
نرجس عزیزم:
تولدت مبارکککککککککککککککککککککککککک![]()
![]()
ایشالا امسال ۱سال پر از خوبی ها باشه و پر از موفقیت و شادی و به خواسته هات برسی
این گل ها هم تقدیم به خودم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
...جای باران
سلامی می کنم پیشگاه دوستان
رسیده فصل گل,رقص گلستان
مبارک جشن نوروز پر ازگل
مصفّا سفره ی هفت سین وسنبل
بریزید دورتمام غصّه وغم
کشید سر باده ی شادی به بوستان
ورق خورد برگی ازتقویم یکسال
فرازش ماند,فرودش رفت,عزیزان
بگیریم آن چه زان خوش بود وخرّم
بکاریم بذردوستی دروطن مان
وجین کن باغ دل از نفرت وکین
درو کن خوشه های پاک ایمان
مباد هرگز دراین خانه تب جنگ
رها باد این وطن ازحبس وزندان
سه پنج روزی که ازعمرگران هست
ندارد ارزش این چنگ ودندان
صفا وصلح ودوستی جایگزین باد
کنیم همّت برای خاک ایران
بود این هدیه ای ازجانب دوست
کنم تقدیم به آهوی خرامان
"سحاب" این سما ابری ندارد
قبول کن این سه خط را جای باران
تا بعد
برای مدتی کوتاه از هم نشینی و هم اندیشی دوستان محرومم
امیدوارم به زودی سعادت این هم اندیشی رو بیابم![]()
![]()
موافقید یا مخالف......
<< دانایی پریشان از جهل بدتره>>
دوست دارم نظر دوستان در این مورد بدونم... چون خودم هنوز جوابی براش پیدا نکردم
نتونستم این جمله رو که یکی از دوستان بهم تذکر دادن رد یا تاییدش کنم.
این وبلاگم قاطی شده قالبااااااااااااااااااش
هر قالبی میذارم همین در میاد
بزدودی درستش میکنم
با عرض پوزش از همه دوستان گرامی خصوصا دوستایی که تذکر دادند

